بایولغتنامه دهخدابایو. [ ی ُ ] (اِخ ) نام مرکز ناحیه ٔ گالوا در کشور فرانسه واقع در 269 هزارگزی غرب پاریس .
بایونیستیلغتنامه دهخدابایونیستی . [ ] (ص مرکب ) فانی . فناپذیر. نیستی پذیرنده . (آنندراج ). (اما جای دیگر دیده نشد.).
بایوهلغتنامه دهخدابایوه . [ ی ُ وَ / وِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ویسه بخش مریوان شهرستان سنندج در 26 هزارگزی شمال باختر دژ شاهپور. سکنه ٔ آن 100 تن ، آب آن از چشمه است . (از فرهنگ
بایوهواژهنامه آزاد۱- از آنجا که منشأ کلمه زبان کردی و یک واژۀ ترکیبی محلی کردی است، لذا چنین (بایه وه) نوشته میشود. [با + ی + ه + وه] که هرکدام آوا و اشاره و معنی خاصی داشته و در
بایونیستیلغتنامه دهخدابایونیستی . [ ] (ص مرکب ) فانی . فناپذیر. نیستی پذیرنده . (آنندراج ). (اما جای دیگر دیده نشد.).
بایوهلغتنامه دهخدابایوه . [ ی ُ وَ / وِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ویسه بخش مریوان شهرستان سنندج در 26 هزارگزی شمال باختر دژ شاهپور. سکنه ٔ آن 100 تن ، آب آن از چشمه است . (از فرهنگ
شارتیهلغتنامه دهخداشارتیه . [ ی ِ ] (اِخ ) (آلن ) نویسنده و شاعر فرانسوی متولد در شهر بایو (1385 - 1433م ). دبیر شارل ششم و هفتم . نگارشهای سیاسی او «گفتگوی چهارتنه ٔ طعنه آمیز» ب
بالیوللغتنامه دهخدابالیول . (اِخ ) نام خانواده ای معروف در انگلستان از نواحی نرماند و از قریه ای بنام بایول ، این خاندان در تاریخ دو قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی کشور انگلستان تأث