بایقوتلغتنامه دهخدابایقوت . (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه در 34 هزارگزی جنوب باختری مراغه . سکنه ٔ آن 940 تن . آب از رودخانه ٔ مردی و چاه . محصول آن غلات ، ح
باقوتلغتنامه دهخداباقوت . [ ق ُوْ وَ ] (ص مرکب ) (از: با + قوت ) نیرومند. بانیرو. باتوان . مقابل ضعیف و ناتوان : گر سخنهای کسائی شده پیرند و ضعیف سخن حجت باقوت و تازه وْ برناست .
گاودوللغتنامه دهخداگاودول . (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان مراغه در قسمت جنوبی بخش واقع، حدود آن بشرح زیر می باشد، از شمال به دهستان سراجو، از جنوب به دهستان مرحمت
نیرومندفرهنگ مترادف و متضادباقوت، بانیرو، پرزور، پرزور، پرقوت، توانا، زورمند، قوی، قوی، قویجثه، مقتدر ≠ ضعیف