26 فرهنگ

1309 مدخل


بایستن

bāyestan

لازم بودن؛ واجب بودن؛ بایسته بودن.

۱. ضرور بودن، لازمبودن، واجب بودن
۲. شایسته بودن، مناسببودن، درخور بودن

behoove, get, must, need, want