بایاردلغتنامه دهخدابایارد. (اِخ ) پیرترای ... از سرداران فرانسوی است متولد بسال 1473 م . و درگذشته بسال 1524. هنگامی که شارل هشتم در سال 1493 به ایتالیا رفت ، بایارد نیز در جنگ شر
بایاردلغتنامه دهخدابایارد. (اِخ ) پیرترای ... از سرداران فرانسوی است متولد بسال 1473 م . و درگذشته بسال 1524. هنگامی که شارل هشتم در سال 1493 به ایتالیا رفت ، بایارد نیز در جنگ شر
می خوردنلغتنامه دهخدامی خوردن . [م َ / م ِ ی ْ خُوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) شراب خوردن . باده خوردن . شراب نوشیدن . می نوشیدن : می خورم تا چو نار بشکافم می خورم تا چوخی بر آماسم .
دزدلغتنامه دهخدادزد. [ دُ ] (ص ،اِ) ترجمه ٔ سارق است . (آنندراج ). سارق و کسی که می دزدد و دزدی می کند و راهزن و قطاع الطریق . (ناظم الاطباء). رباینده ٔ مال دیگران .که مال دیگر
یارهلغتنامه دهخدایاره . [ رَ / رِ ] (اِ) دست برنجن را گویند و آن حلقه ای باشد از طلا و نقره و غیر آن که بیشتر زنان در دست کنند و یارق معرب آن است و به عربی سوار گویند. (برهان ).