باوهلغتنامه دهخداباوه . [ وَ / وِ ] (اِ) رسیده . نو. (یادداشت مؤلف ).- نوباوه ؛ تازه . نورسیده . میوه که تازه به دست آمده باشد. نخستین از میوه ها که به بازار آید.
باوهواژهنامه آزادباوه (با فتح واو و سکون ها) در زبان لری به معنای پدر است و در زبان کردی جنوبی (کرمانشاه و ایلام) معمولاً به پدربزرگ گفته می شود.
باوه لیلغتنامه دهخداباوه لی . [ وَ ] (اِخ ) از طوایف کرد. و رجوع به کرد و پیوستگی نژادی او ص 120 شود.
باوه لیلغتنامه دهخداباوه لی . [ وَ ] (اِخ ) از طوایف کرد. و رجوع به کرد و پیوستگی نژادی او ص 120 شود.
sprigsدیکشنری انگلیسی به فارسیشاخه ها، ترکه، شاخه کوچک، میخ کوچک بی سر، جوانک، نو باوه، گلدوزی کردن، بشکل شاخ و برگ در اوردن
sprigدیکشنری انگلیسی به فارسیشاخه، ترکه، شاخه کوچک، میخ کوچک بی سر، جوانک، نو باوه، گلدوزی کردن، بشکل شاخ و برگ در اوردن