بانکهلغتنامه دهخدابانکه . [ ک ِ ] (فرانسوی ، اِ) ضیافت . مهمانی . مهمانی بزرگ . || نام رساله ای خاص دیالوگ افلاطون .
بانکلغتنامه دهخدابانک . (اِ) بان . درختی که ثمرش حب البان است . (ازفرهنگ نظام ). اما در دیگر فرهنگها این کلمه را در ذیل بانگ باکاف پارسی آورده اند، و رجوع به بان شود.
بانکلغتنامه دهخدابانک . (فرانسوی ، اِ) قسمی قمار با ورق . (یادداشت مؤلف ) نام نوعی قمار است با یک دست ورق بازی کنند و آن بدین ترتیب است که اول برگهای دارای خال دو و سه و چهار و
بانکلغتنامه دهخدابانک . [ ن ُ ] (اِخ ) دهی است . (ناظم الاطباء). بلده ایست به ری . (از معجم البلدان ). از دهات ری است و بعضی ازاهل علم بدان منسوب اند. (مرآت البلدان ج 1 ص 162).
صندوقدارلغتنامه دهخداصندوقدار. [ ص َ ] (نف مرکب ) کسی که در اداره ها و بانکها پول را دریافت یا پرداخت می کند. خازن . || مأمور حفظ صندوق . دارنده ٔ صندوق .
لوطی اللهیلغتنامه دهخدالوطی اللهی . [ ی ِ اَ ل ْ لا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یعنی بانکه ٔ خدا. به جهت عظم شأن بانکا را به خدا منسوب کرده اند. (غیاث ). لوطی خدائی . (آنندراج ) : ماه