بامچهلغتنامه دهخدابامچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) بام خرد، بام کم وسعت . || مجازاً زهار. (یادداشت مؤلف ). صاحب آنندراج گوید در کتب موجود یافته نشد و ظاهراً بامچه کنایه از زهار ب
باغچه ٔ اطفاللغتنامه دهخداباغچه ٔ اطفال . [ چ َ / چ ِ ی ِ اَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کودکستان . (یادداشت مؤلف ).
باغچه ٔ اﷲقلیلغتنامه دهخداباغچه ٔ اﷲقلی . [ چ َ / چ ِ ی ِ اَل ْ لاه ق ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام وسط بخش ورامین شهرستان تهران که در 2 هزارگزی شمال مرکز بخش بر کنار راه آهن واقع
باغچه ٔ پاشالغتنامه دهخداباغچه ٔ پاشا. [ چ َ / چ ِ ی ِ ] (اِخ ) (پاشا باغچه سی ) یا محله ٔ رفعت پاشا، محلتی است در ساحل آناطولی از طرف استانبول ، که در جنوب غربی خلیج بکقوز، و در شمال ش
طارملغتنامه دهخداطارم . [ رَ ] (معرب ، اِ) محجری را گویند که از چوب سازند و اطراف باغ و باغچه بجهت منع از دخول مردم نصب کنند. (برهان ). چوب بست گرد باغ و باغچه .محجری که از چوب
ازمیدلغتنامه دهخداازمید. [ اِ ] (اِخ ) شهری است مرکز سنجاق ، در 85 هزارگزی جنوب شرقی استانبول و 96 هزارگزی شمال شرقی بروسه در انتهای خلیج تنگ و طویلی که از بحر مرمره به اندرون ان
مجموعلغتنامه دهخدامجموع . [ م َ ] (ع ص ) گرد آورده از هر جای . (منتهی الارب ) (آنندراج ). جمع شده و گرد آمده و گرد آورده و فراهم آمده . (ناظم الاطباء) : اِن فی ذلک لاَّیة لمن خاف
شمعدانیلغتنامه دهخداشمعدانی . [ ش َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح گیاه شناسی ) نام گلی است زینتی . سنجاقک . (یادداشت مؤلف ). گیاهی است از رده ٔ دولپه ای های جداگلبرگ که تیره ٔ خاصی به نام
طاعونلغتنامه دهخداطاعون . (ع اِ) مرگامرگی . ج ، طواعین . (منتهی الارب ). شآمت و مرگ عام . (لطایف ). || وبا. (دهار). داءالشوکة که مرضی است الیافی عام و کشنده . || دبل . زقمة. (منت