بال بال زدنفرهنگ انتشارات معین(زَ دَ) (مص ل .)1 - بال های خود را با تکان های ریز و پیاپی به هم زدن . 2 - دچار دلهره و حرکات تشنج آمیز بودن .
flutterدیکشنری انگلیسی به فارسیبال بال زدن، لرزش، اهتزاز، بال زنی دسته جمعی، بال و پر زنی، حرکت سراسیمه، لرزیدن، در اهتزاز بودن، سراسیمهبودن، لرزاندن، پرپرزدن
بال بال زدنفرهنگ انتشارات معین(زَ دَ) (مص ل .)1 - بال های خود را با تکان های ریز و پیاپی به هم زدن . 2 - دچار دلهره و حرکات تشنج آمیز بودن .
هواپیمای بالبالاhigh-wing airplane, high-wing monoplane/ high wing monoplane, high-wing aircraft/ high wing aircraft, high wingواژههای مصوب فرهنگستانهواپیمای تکبالهای که بال آن در بالای تنه نصب شده است متـ . بالبالا
ارتجافدیکشنری عربی به فارسیبال زني دسته جمعي , لرزش , اهتزاز , بال و پر زني , حرکت سراسيمه , بال بال زدن(بدون پريدن) , لرزيدن , در اهتزاز بودن , سراسيمه بودن , لرزاندن