26 فرهنگ

1391 مدخل


بالیدن

bālidan

۱. نمو کردن؛ رشد کردن؛ بزرگ شدن.
۲. تناور گشتن.
۳. فخر کردن.

۱. تفاخر، فخر، مباهات، نازش
۲. رشد، نشو، نمو
۳. رشد کردن، قد کشیدن، نمو کردن، نشوونما کردن
۴. نازیدن
۵. فخر کردن، مباهات کردن، تفاخر کردن
۶. افزایش یافتن، زیاد شدن

brag, breed, develop, flaunt, grow, maturate, show