بارنگ بویلغتنامه دهخدابارنگ بوی . [ رَ ](اِ مرکب ) همان بادرنگبو باشد. (دِمزن ). بادروج . حوک . باذروج . بادرنگبوی . بادرنجبویه . (ناظم الاطباء).
بارنگ بویهلغتنامه دهخدابارنگ بویه . [ رَ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) بادرنجبویه . جعفری . (ناظم الاطباء). بادرنگ بویه . (دِمزن ). حوک . بادروج . بورنگ . بادرنجبویه . نوعی ریحان خوشبو است ک
بالنگلغتنامه دهخدابالنگ . [ ل َ ] (اِ) به فارسی اترج را گویند. (فهرست مخزن الادویه ). نوعی از ترنج باشد که بسیار شیرین و نازک شود و از آن مربا سازند. (برهان قاطع) (آنندراج ). جنس
بالنگولغتنامه دهخدابالنگو. [ ل َ / ل ِ ] (اِ) یکی از ریاحین است که بادرنجبویه و بادرنبویه و ترنجان هم گویند و در عربی بقله ٔ اترجیه گویند. (از فرهنگ شعوری ). بادرنجبویه . (غیاث ال
بالنگلغتنامه دهخدابالنگ . [ ل َ ] (اِ) به فارسی اترج را گویند. (فهرست مخزن الادویه ). نوعی از ترنج باشد که بسیار شیرین و نازک شود و از آن مربا سازند. (برهان قاطع) (آنندراج ). جنس
ترنجفرهنگ نامها(تلفظ: tora(o)nj) (در گیاهی) بالنگ ؛ طرحی (در قدیم) مرکب از طرحهای اسلیمی و گل و بوتهای که معمولاً در وسط نقش قالی ، تذهیب ، و مانند آنها به کار میرود ؛ گُوی
قثدلغتنامه دهخداقثد. [ ق َ ث َ ] (ع اِ) خیار بالنگ و آن راخیار بادرنگ نیز نامند. || خیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسم عربی خیار است و در شیراز خیاربالنگ و در خراسان بادرنگ ن
بادرنجلغتنامه دهخدابادرنج . [ دَ رَ ] (اِ) گیاهی است از تیره ٔ سدابیان و از نوع مرکبات که میوه اش بزرگ و بوزن بالغ بر یک کیلوگرم میرسد و منحصراً جهت تهیه ٔ مربا و غیره مورد استفاد