بالفورلغتنامه دهخدابالفور. (اِخ ) (فرانسیس ...) فیزیولوژیست انگلیسی . متولد 1851 م . در ادیمبورگ و متوفی بسال 1882 م .او تحقیقات علمی خود را بیشتر در ناپل انجام داد، وسرانجام به ا
بالفورلغتنامه دهخدابالفور. (اِخ ) (آرتور- جمس ، لرد..) از رجال معروف سیاست انگلستان که به سال 1848 م . در اسکاتلند بدنیا آمد و در سال 1930 م . درگذشت . او در کنگره ٔ برلن (1878) ا
بالفوریهلغتنامه دهخدابالفوریه . [ رِ ی ِ ] (اِخ ) (موریس ..) از فرماندهان نظامی فرانسه متولد بسال 1852 م . در پاریس و متوفی بسال 1933 م . در 1870 به «سن سیر» وارد شد ودر جنگ برضد دو
بالفوریهلغتنامه دهخدابالفوریه . [ رِ ی ِ ] (اِخ ) (موریس ..) از فرماندهان نظامی فرانسه متولد بسال 1852 م . در پاریس و متوفی بسال 1933 م . در 1870 به «سن سیر» وارد شد ودر جنگ برضد دو
درساعتلغتنامه دهخدادرساعت . [ دَ ع َ ] (ق مرکب ) فی الفور. (غیاث ) (آنندراج ). فوراً. درحال . فوری .بالفور. آناً. دردم . دروقت . فی الحال : اﷲاﷲ خداوند فریاد رسد مرا، امیر گفت : ر