بالسلغتنامه دهخدابالس . [ ل ِ ] (اِخ ) شهری است بر شط فرات . (آنندراج ). شهری است از شام ، بر کران فرات نهاده . (حدود العالم ). شهری است در شام بین حلب و رقه و بفاصله ٔ کمی از ط
بالسلغتنامه دهخدابالس . [ ل ِ ] (اِخ ) ناحیتی است (از حدود خراسان ) اندر میان بیابان ، جایی بسیار کشت و برز و کم نعمت است و اندر وی شهرهاست چون سفنجایی ، کوشک ، سیوی . ومستقر ام
بالسیلغتنامه دهخدابالسی . [ ل ِ ] (اِخ ) اسماعیل بن احمدبن ایوب بن الولیدبن هرون ابوالحسن بالسی خیزرانی . از رواة بود. (از معجم البلدان ).
بالسیلغتنامه دهخدابالسی . [ ل ِ] (اِخ ) ابوبکربن قوام بن منصوربن معلی . از کبار مشایخ متصوفه و اکابر استادان آن سلسله بود که به شهر بالس از بلاد شام مابین رقه و حلب منتسب است و د
بالسیلغتنامه دهخدابالسی .[ ل ِ ] (ص نسبی ) منسوب به بالس که شهری است معروف واقع در بیست فرسنگی حلب و رقه . (از انساب سمعانی ).