قائم بالذاتلغتنامه دهخداقائم بالذات . [ ءِ م ِ بِذْ ذا ] (ع ص مرکب ) (اصطلاح فلسفی ) آنچه بخود برپای است . || آنکه یا آنچه هستی او بدوست . رجوع به قائم به ذات و قائم بالنفس شود.
علت بالذاتلغتنامه دهخداعلت بالذات . [ ع ِل ْ ل َ ت ِ بِذْ ذا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) امری است که مستقیماً و بلاواسطه علت چیزی باشد. (از فرهنگ اصطلاحات فلسفی ). و رجوع به علت شود.
واجب بالذاتلغتنامه دهخداواجب بالذات . [ ج ِ ب ِ بِذْ ذا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در مقابل واجب بالغیر است و آن چیزی است که عارض شدن وجوب به غیر او ممتنع باشد وگرنه توارد دو علت مستقل
قائم بالذاتلغتنامه دهخداقائم بالذات . [ ءِ م ِ بِذْ ذا ] (ع ص مرکب ) (اصطلاح فلسفی ) آنچه بخود برپای است . || آنکه یا آنچه هستی او بدوست . رجوع به قائم به ذات و قائم بالنفس شود.
علت بالذاتلغتنامه دهخداعلت بالذات . [ ع ِل ْ ل َ ت ِ بِذْ ذا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) امری است که مستقیماً و بلاواسطه علت چیزی باشد. (از فرهنگ اصطلاحات فلسفی ). و رجوع به علت شود.
واجب بالذاتلغتنامه دهخداواجب بالذات . [ ج ِ ب ِ بِذْ ذا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در مقابل واجب بالغیر است و آن چیزی است که عارض شدن وجوب به غیر او ممتنع باشد وگرنه توارد دو علت مستقل