بالتفرهنگ انتشارات معین(لِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از هنرهای ترکیبی و آن تجسم و نمایش یک موضوع است به وسیلة نوعی رقص علمی و حرکات مشکل همراه با موزیک .
بالطلغتنامه دهخدابالط. [ ل ِ ] (ع ص ) بلاط گسترنده و بلاط سنگهاست که در سرا و جز آن گسترده باشند. (از منتهی الارب ).
بالتارلغتنامه دهخدابالتار. (اِخ ) نقاش و مهندس فرانسوی .وی بسال 1764 م . متولد شد و بسال 1846 م . درگذشت .
بالتازارلغتنامه دهخدابالتازار. (اِخ ) از سلاطین معروف بابل و فرزند نبوکدنصر، در سال 554 ق .م . به سلطنت بابل رسید. پس از فوت بخت النصر (561 ق .م .) در مدت شش سال سه تن سلطنت کردند،
بالتخصیصلغتنامه دهخدابالتخصیص . [ ب ِت ْ ت َ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + ال + تخصیص ) خصوصاً. مخصوصاً. بویژه . (ناظم الاطباء). اختصاصاً. و رجوع به تخصیص شود.
بالتصریحلغتنامه دهخدابالتصریح . [ ب ِت ْ ت َ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + ال + تصریح ) بطور صراحت . صراحةً. به آشکارا. || مشروحاً. مفصلاً. (ناظم الاطباء). و رجوع به تصریح شود.