بالاپوشلغتنامه دهخدابالاپوش . (اِ مرکب ) روپوش . آنچه بر روی چیزی افکنند تا پوشیده ماند. || پوششی که در وقت دراز کشیدن یا خفتن بر خویش افکنند و به عربی آنرا لحاف و به فارسی شادیچه
بالاپوشفرهنگ انتشارات معین(اِمر.) 1 - پوششی که هنگام خواب بر روی خود اندازند، لحاف . 2 - جامه ای که روی لباس های دیگر پوشند.
بالاپوشفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. لحاف؛ آنچه هنگام خوابیدن روی خود میاندازند.۲. لباسی که روی لباسهای دیگر بر تن میکنند؛ شنل؛ پالتو.
گچ بالاپوشMinerva jacket, Minerva castواژههای مصوب فرهنگستانگچی که تنه و سر و گردن را بهجز دهان و چشمها و گوشها میپوشاند و از آن برای درمان بیماریهای ستون فقرات در ناحیۀ گردن استفاده میشود
بالانوشلغتنامه دهخدابالانوش . (اِخ ) دهی است ازدهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیّه که در 21 هزارگزی جنوب خاوری ارومیّه در مسیر راه شوسه ٔ مهاباد به ارومیّه در جلگه واقع ا
باراپوشنیnimbostratusواژههای مصوب فرهنگستانلایۀ ابر خاکستری، اغلب تیره، با ظاهری پخششده، دارای بارش کموبیش مداوم برف یا باران که در بیشتر موارد به زمین میرسد؛ سرتاسر این ابر چنان ضخیم است که خورشید ر
باراپوشنیگشتnimbostratomutatusواژههای مصوب فرهنگستانابری که از تحول درونی ابر باراپوشنی به وجود آید