باقرةلغتنامه دهخداباقرة. [ ق ِ رَ ] (ع ص ) تأنیث باقر. شکافنده .- رجل باقرة ؛ آنکه درعلوم جستجو کند و ژرف نگرد. (از تاج العروس ).- فتنة باقرة ؛ فتنه ٔ عظیم ووسیع. (از تاج العروس
باقرةلغتنامه دهخداباقرة. [ ق ِرَ ] (اِخ ) از قرای یمامه است و دو قریه بدین نام است . (از تاج العروس ) (معجم البلدان ) (مراصدالاطلاع ).
بارهلغتنامه دهخداباره . [رَ ] (اِخ ) اقلیمی است از اعمال جزیرةالخضراء در اندلس که در آن کوههای بلند است و در میان مردم آن فتنه ها و آشوبهایی در قدیم و جدید روی داده است و محصولش
باره ٔ نهملغتنامه دهخداباره ٔ نهم . [ رَ / رِ ی ِ ن ُ هَُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از فلک نهم است که فلک الافلاک باشد و آنرا بعربی عرش خوانند. (برهان ) (آنندراج ). باره ٔ نهم و
بارهلغتنامه دهخداباره . [ رَ ] (معرب ، اِ) معرب پاره بمعنی قطعه یا تکه و آن قطعه ای ازمسکوکات است مساوی پنج هشتم قرش . (اقرب الموارد).