بافة چندرساناmulticonductor cableواژههای مصوب فرهنگستانبافه/کابلی که بیش از یک رسانا دارد متـ . کابل چندرسانا
بافهلغتنامه دهخدابافه . [ ف َ / ف ِ ] (اِ) باقه . دسته ٔ علف یا محصول درو شده . توده ٔ بریده شده از علف یا قصیل . بغل . دسته ٔ دروده و گرد کرده از یونجه و گندم و جو و غیرآن . (ا
بافَه گردگویش بختیاریبافه گرد (کسى که در صحرا به دروگرانچپق تعارف مىکند و در مقابل ازگندمهاى چیده شده به او مىدهند).
بافَه گیرگویش بختیاریبافه گیر (وسیلهاى چوبى که غلات چیده شده و روى هم انباشته را با آن بهجاىدیگر حمل کنند).