باغ سیاووشانلغتنامه دهخداباغ سیاووشان . [ غ ِ ] (اِخ ) باغ سیاوشان . نام نوایی از موسیقی .(فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء). نوایی است که مطربان زنند. (فرهنگ
باغلغتنامه دهخداباغ . (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 150 هزارگزی جنوب کهنوج و 10 هزارگزی باختر راه مالرو انگهران به کهنوج واقع و دارای 4 تن سک
باغلغتنامه دهخداباغ . (اِخ ) دهی است از دهستان بریاجی بخش سردشت شهرستان مهاباد که در 3 هزارگزی خاور سردشت و یک هزارگزی جنوب شوسه ٔ سردشت به مهابادواقع است . ناحیه ای است کوهستا
باغلغتنامه دهخداباغ . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شاهیندژ شهرستان مراغه که در 26 هزارگزی جنوب خاوری شاهیندژ و 11 هزارگزی جنوب باختری راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب واقع
باغلغتنامه دهخداباغ . (اِخ ) دهی است از دهستان صحرای باغ بخش مرکزی شهرستان لار که در 60 هزارگزی جنوب باختر لار در کنار راه فرعی لار به بیرم در جلگه واقع است . ناحیه ای است گرمس
باغ سیاووشانلغتنامه دهخداباغ سیاووشان . [ غ ِ ] (اِخ ) باغ سیاوشان . نام نوایی از موسیقی .(فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء). نوایی است که مطربان زنند. (فرهنگ
نوش لبینافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوایی از موسیقی: ◻︎ قمریان راه گل و نوشلبینا راندند / صلصلان باغ سیاوشان با سروستاه (منوچهری: ۱۸۹).
بستان شیرینلغتنامه دهخدابستان شیرین . [ ب ُ ن ِ ] (اِ مرکب )نام نواییست از موسیقی . (برهان ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). نام نواییست که مطربان زنند. (لغت فرس اسدی ص 404 و حاشیه ٔ نسخ
نوش لبینالغتنامه دهخدانوش لبینا. [ ل َ ] (اِ مرکب ) نام نوائی است از موسیقی . (رشیدی ) (جهانگیری ) (برهان قاطع) (انجمن آرا). نوش لبینان . (فرهنگ فارسی معین ). نوش لپینا. (ناظم الاطبا
بستانلغتنامه دهخدابستان . [ ب ُ ] (اِ) گلزار و گلستان را گویند و مخفف بوستان هم هست . (برهان ). بالضم معرب بوستان (از منتخب )در سراج اللغات نوشته که : لفظ فارسی است مرکب از کلمه