۱. ناچیز.
۲. ناحق.
۳. بیاثر؛ بیهوده؛ یاوه.
۴. پوچ.
〈 باطل گفتن: (مصدر لازم) [قدیمی]
۱. بیهوده گفتن؛ یاوه گفتن.
۲. ناحق گفتن: ◻︎ بلی مرد آن کس است از روی تحقیق / که چون خشم آیدش باطل نگوید (سعدی: ۸۲).
بی هوده، تباه، نادرست
۱. بیمعنی، ناحق
۲. نادرست، غلط
۳. ناراست، ناصواب ≠ حق، راست، صواب
۴. ابطال، فسخ، لغو، ملغا
۵. بیکاره، عاطل
۶. بیفایده، بیهوده، مهمل
۷. ضایع
۸. عبث
۹. دروغ، غیرواقعی ≠ حق، صواب
۱۰. بیاعتبار، نامعتبر
invalid, lapsed, void