باطسلغتنامه دهخداباطس . [ طِ ] (اِ) به یونانی میوه ای است که توت سه گل خوانند و به عربی ثمرةالعلیق گویند و درخت آن را سه گل نامند اگر برگ و بار آن را با هم بجوشانند خضابی باشد ج
باتسلغتنامه دهخداباتس . [ ت ُ ] (اِ) باتش . به لغت اهل شبانکاره ، ترنج باشد و آن میوه ایست معروف که پوست آنرا مربا کنند. و باشین نقطه دار هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ) (انجم
باتسلغتنامه دهخداباتس . [ ت ُ ] (اِخ ) بانی شهر سیرناست که آن شهر را در سال 631 ق .م . بنا نهاد و سلاطین سیرنا نیز همگی پس از وی نام اورا اتخاذ کردند. (تمدن قدیم ترجمه ٔ فلسفی ص
باطسهلغتنامه دهخداباطسه . [ طِ س َ ] (اِ) میدان و کشت . (آنندراج ). || مزرعه . جلگه . (ناظم الاطباء). و رجوع به باطیسه شود.
باطسهلغتنامه دهخداباطسه . [ طِ س َ ] (اِ) میدان و کشت . (آنندراج ). || مزرعه . جلگه . (ناظم الاطباء). و رجوع به باطیسه شود.
علیقلغتنامه دهخداعلیق . [ ع ُل ْ ل َ ] (ع اِ) گیاهی است که به درخت پیچد. (از لسان العرب ). گیاهی است که به درخت پیچد و شبیه به گل سرخ است و آن را عُلّیقی ̍ نیز گویند و یک دانه ٔ