باشندهلغتنامه دهخداباشنده . (ش َ دَ / دِ) (نف ) نعت فاعلی از باشیدن . || اهل . (صراح اللغة). قاطن . (منتهی الارب ). ساکن . (صراح اللغة) (آنندراج ). مقیم . (ناظم الاطباء). ج ، باشن
یهوهواژهنامه آزاد(عبری) باشنده، موجود؛ نام خدای یهودیان. این کلمه برای یهودیان فوق العاده مقدس است، به حدی که بر زبان آوردن آن حتی هنگام خواندن تورات جایز نیست، و فقط گروه انگشت