باشدلغتنامه دهخداباشد. [ ش َ ] (فعل دعایی ) و باشد که ... (از مصدر بودن ) یحتمل . یُمکِن . شاید. کاش . کاشکی . امید است . محتمل است . بُوَد. لَعَل َّ : آبی بروزنامه ٔ اعمال ما ف
باشدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. برای بیان پذیرش چیزی گفته میشود؛ خیلی خوب: باشد، فردا میآیم.۲. برای بیان آرزو یا امید به کار میرود؛ امید است که؛ بُوَد: ◻︎ آبی به روزنامهٴ اعمال ما فشان
خوش باشدلغتنامه دهخداخوش باشد. [ خوَش ْ / خُش ْ ش َ ] (جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) جمله ای است خبریه که بمعنی انشائیه آید بمعنی نیکو باشد و خوش آید. (از آنندراج ) : نیست در دست مرا غیر د
می باشدواژهنامه آزاداین واژه غلط است، زیرا «باشد» فعل معین است و با «می» که بر استمرار فعل اصلی دلالت دارد، همراه نمی شود.