باسمنجلغتنامه دهخداباسمنج . [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مهرانرود بخش بستان آباد شهرستان تبریز که در 19 هزارگزی جنوب خاوری بستان آباد و درمسیر راه شوسه ٔ تبریز به تهران در جلگ
باسمجلغتنامه دهخداباسمج . [ م ِ] (اِخ ) نام قصبه ای در دوفرسخی تبریز. (ناظم الاطباء). اما صحیح کلمه باسمنج است . رجوع به باسمنج شود.
بامنجلغتنامه دهخدابامنج . [ م َ ] (اِخ ) همان بامئین است که دهی است از نواحی بادغیس ، و منسوب به آن بامنجی است . (از معجم البلدان ) (مرآت البلدان ج 1 ص 161).
بامنجیلغتنامه دهخدابامنجی . [ م َ ] (اِخ ) ابونصرالیاس بن احمدبن محمود صوفی بامنجی از رواة بود و ابواسعد ازو حدیث شنید. در حدود 460 هَ . ق . بدنیا آمدو در سال 542 هَ . ق . درگذشت
بامنجیلغتنامه دهخدابامنجی . [ م َ ] (اِخ )ابوالغنائم اسعدبن احمدبن یوسف بامنجی از خطباء است و در صفر 548 هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ).
بامنجیلغتنامه دهخدابامنجی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به بامنج و بامنج همان بامئین است از نواحی هرات . (از معجم البلدان ).
باسمجلغتنامه دهخداباسمج . [ م ِ] (اِخ ) نام قصبه ای در دوفرسخی تبریز. (ناظم الاطباء). اما صحیح کلمه باسمنج است . رجوع به باسمنج شود.
مهران رودلغتنامه دهخدامهران رود. [ م ِ ] (اِخ ) از بلوکات ولایت تبریز. دارای 101 قریه است و مرکز آن باسمنج است . (جغرافیای سیاسی کیهان ). نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش بستان آب
نظام العلماءلغتنامه دهخدانظام العلماء. [ ن ِ مُل ْ ع ُ ل َ ] (اِخ ) رفیعالدین (میرزا...) بن میرزا علی اصغر طباطبائی تبریزی ، از علمای امامیه ٔ قرن اخیر است ، وفاتش به سال 1326 هَ . ق .د
سعیدخانلغتنامه دهخداسعیدخان . [ س َ ] (اِخ ) (مؤتمن الملک ) میرزا سعیدخان (1231 - 1301 قمری ) مؤتمن الملک وزیر امور خارجه ناصرالدین شاه . این شخص ابتدا از ملاهای خوش نویس و فاضل
امیرکبیرلغتنامه دهخداامیرکبیر. [ اَ ک َ ] (اِخ ) میرزاتقی خان ، پسر محمدباقر فراهانی ، ملقب به اتابک اعظم و امیر نظام و امیرکبیر. بزرگترین رجل سیاسی دو قرن اخیر ایران و از بزرگترین