بازیلغتنامه دهخدابازی . (اِخ ) سلام بن سلیمان بازی از محدثان بود. وی در زمره ٔ محدثانی است که به بازیون مشهورند. و به باز، قریه ای در شش فرسنگی مرو منسوبند. (از تاج العروس ).
بازیلغتنامه دهخدابازی . (اِخ ) محمدبن ابراهیم بن ابی یونس الفازی مروزی . از قریه ٔ فاز (باز) از قراء مرو و از محدثان بود. (الانساب سمعانی ج 2).
بازیلغتنامه دهخدابازی . (اِخ ) احمدبن محمدبن اسماعیل بازی از محدثان بود. وی در زمره ٔ محدثانی است که به بازیون مشهورند و به باز، قریه ای در شش فرسنگی مرو منسوبند. (ازتاج العروس
بازیلغتنامه دهخدابازی . (اِخ ) حسین بن عمربن نصر بازی موصلی ، مکنی به ابو عبداﷲ، نسبت وی بجد اعلای او و از باز قریه ٔ نزدیک مرو است . وی از شهدة و پدرش عمر حدیث کرد و ببغداد رفت
بازیلغتنامه دهخدابازی . (اِخ ) زیادبن ابراهیم ذهلی مروزی ، مکنی به ابوابراهیم . از محدثان بود. وی در زمره ٔ محدثانی است که به بازیون مشهور و به باز، قریه ای در شش فرسنگی مرو منس
بات1botواژههای مصوب فرهنگستان1. برنامهای رایانهای که برای انجام وظایفی، مانند جمعآوری یا حذف ابردادهها از وبگاهها یا بهروزرسانی صفحة وب بهصورت خودکار یا تعامل خودکار، در یک اتاق گفت
پردهآبیbluescreen, bluescreen processواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی برای ترکیب تصویر پیشزمینه و پسزمینه که در آن بازیگران در مقابل یک پردۀ آبی یا سبز بازی میکنند و بخش پسزمینه، در پستولید، با فرایند برش فام با تصوی
رَزانۀ بازیbasic dyeواژههای مصوب فرهنگستانرزانهای که به دلیل وجود آنیلین یا گروههای مشابه در آن تا حدی خواص بازی دارد
رَزانۀ اسیدیacid dyeواژههای مصوب فرهنگستانرَزانهای آنیونی که به الیاف پروتئینی یا پلیآمیدی یا الیافی که شامل گروههای بازی هستند گرایندگی (substantivity) دارد