بازیکدهلغتنامه دهخدابازیکده . [ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) بازیگاه .(آنندراج ). بازی جا. محل بازی و نمایش : از شوخی طفلان شده پامال هوسهابازیکده ٔ لابه و لاغ است دل ما. ظهوری (از آنن
بازیهای آسیاییAsian Games, Asiadواژههای مصوب فرهنگستانبازیهایی که از سال1951، و هر چهار سال یک بار میان کشورهای آسیایی برگزار میشود
بازیهای پاراالمپیکParalympic Gamesواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از مسابقات ورزشی که مانند بازیهای المپیک، برای ورزشکاران دارای معلولیت جسمی، در شش گروه بر پایۀ نوع و میزان معلولیت آنها برگزار میشود متـ . بازیهای
بازیکدهلغتنامه دهخدابازیکده . [ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) بازیگاه .(آنندراج ). بازی جا. محل بازی و نمایش : از شوخی طفلان شده پامال هوسهابازیکده ٔ لابه و لاغ است دل ما. ظهوری (از آنن
بازیهای آسیاییAsian Games, Asiadواژههای مصوب فرهنگستانبازیهایی که از سال1951، و هر چهار سال یک بار میان کشورهای آسیایی برگزار میشود