بازگیریلغتنامه دهخدابازگیری . (اِخ ) دهی است از دهستان میان خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه که در 12 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی تربت حیدریه به نیازآباد واقع است . ناحیه ای اس
بازگیریلغتنامه دهخدابازگیری . (حامص مرکب ) مصادره . نگاهداری موقتی اموال اشخاص به توسط دولت در موقع احتیاج و برای مصلحت عمومی . (لغات مصوبه ٔ فرهنگستان ) (فرهنگ رازی ).
مغزکاولغتنامه دهخدامغزکاو. [ م َ ] (نف مرکب ) کاونده ٔ مغز. شکافنده ٔ مغز. پریشان کننده ٔ مغز : همی بازگیری به دام چکاوببینی کنون خنجر مغزکاو. اسدی .خدنگ از دل جنگیان کینه توزتبر