بازگوکردنلغتنامه دهخدابازگوکردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تکرار کردن سخنی را. || بروی کسی آوردن گناهی راکه از آن خجل و پشیمان است . (یادداشت بخط مؤلف ).
واگویهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبازگو کردن؛ دوباره گفتن حرفی؛ سخن شنیده را باز گفتن. واگویه کردن: تکرار کردن سخن.