بازگشایشreflationواژههای مصوب فرهنگستانسیاست پولی و مالی که بهسبب افزایش تقاضای کل موجب بازگشت تورم میشود
بازگشادنلغتنامه دهخدابازگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) گشادن . گشودن . مفتوح کردن . (ناظم الاطباء). باز کردن : هم آنگه در دژ گشادند بازبرهنه شد آن روی پوشیده راز. فردوسی .در قلعه باز
بازسازیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی قا، نوسازی، مدرنیزاسیون، اعاده، بازیافت، تجدید، احیا▼، برگرداندن بهوضعاولیه، بازیافت، جبران، برقراری(مجدد)، بازگشایی، بازگشت، برگشت، استرداد
رو بازگشادنلغتنامه دهخدارو بازگشادن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رو باز کردن . روی گشاده کردن . گشودن نقاب و حجاب از چهره : در روی تو گفتم سخنی چند بگویم رو بازگشادی و در نطق ببستی . سعدی .
بازگشودنلغتنامه دهخدابازگشودن . [ گ ُدَ ] (مص مرکب ) باز کردن . افتتاح کردن : یکی گنج را در گشادند باز. فردوسی .که تا کس نگوید سخن جز به رازنهانی در دژ گشادند باز. فردوسی .با که گرو