بازگردندهلغتنامه دهخدابازگردنده .[ گ َ دَ دَ / دِ ] (نف مرکب ) رجوع کننده . عائد. عائده . تواب ؛ بازگردنده ٔ از گناه . تائب . (منتهی الارب ).
بازگرداندنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازگردانیدن، پس دادن، پس فرستادن، عودتدادن، واپس فرستادن، مسترد داشتن ۲. رجعتدادن ≠ نگه داشتن
عایدفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبازگشتکننده؛ بازگردنده؛ آنچه به کسی بازمیگردد. عاید شدن: (مصدر لازم) بهدست آمدن. عاید کردن: (مصدر متعدی) ١. حاصل کردن؛ به دست دادن؛ رساندن.٢. درآمد داشتن؛
قافللغتنامه دهخداقافل . [ ف ِ ] (ع ص ) بازگردنده از سفر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آنکه دست او خشک شده باشد. (مهذب الاسماء). مرد خشک دست . (منتهی الارب ). || پوست خشک . خشک
عائدلغتنامه دهخداعائد. [ ءِ ] (ع ص ) بازگردنده . || زیارت کننده ٔ بیمار. ج ، عَود، عُوَّد، عُوّاد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ). || (اِ) آنچه به کسی مسترد شود و بازگ