بازورلغتنامه دهخدابازور. (اِخ ) جادوگر تورانی که در سپاه افراسیاب بود. (ناظم الاطباء). در قصه های شهنامه گفته جادوگری بوده از توران و به دست رهام بن گودرز کشته شد. (آنندراج ) (ان
بازوریلغتنامه دهخدابازوری . (اِخ ) شیخ ابراهیم بن فخرالدین عاملی . منسوب به قریه ٔ بازور، و شاگرد شیخ بهائی است . احوالش در کتاب «امل الاَّمل » یاد شده . شاعر و ادیب بود و در مشهد
بازوریلغتنامه دهخدابازوری . (اِخ ) شیخ ابراهیم بن فخرالدین عاملی . منسوب به قریه ٔ بازور، و شاگرد شیخ بهائی است . احوالش در کتاب «امل الاَّمل » یاد شده . شاعر و ادیب بود و در مشهد
میان بازورلغتنامه دهخدامیان بازور. [ یام ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر، واقع در 19هزارگزی شوسه ٔ تبریز به اهر با 192 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو