بازنشستگیلغتنامه دهخدابازنشستگی . [ ن ِ ش َ ت َ / ت ِ ] (حامص مرکب )تقاعد. (لغات مصوبه فرهنگستان ). دورانی را که معمولاً در اواخر عمر، عضو اداره یا مؤسسه ای پس از مدتی خدمت ، بدون ا
بازنشستگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. حالت بازنشسته بودن.۲. بازنشسته شدن.۳. برکناری از کار و خدمت در سن پیری.
صندوق بازنشستگی بستهclosed pension fundواژههای مصوب فرهنگستانصندوقی برای انباشت داراییهایی که از آن تنها برای پرداخت مستمری بازنشستگان براساس مجموعۀ قوانین بازنشستگی استفاده میشود