مرکوفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده= گنجشک: ◻︎ تو مرکویی به شعر و من بازم / از باز کجا سبق برد مرکو (دقیقی: ۱۰۵).
موسویفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به موسی (پیامبر): ( بازم نفس فرو رود از هول اهل فضل / با کفّ موسوی چه زند سِحر سامری؟ (سعدی: ۶۷۹).۲. موبوط به موسیبن جعفر، امام هفتم شیعیان: سید موسوی
برپراندنلغتنامه دهخدابرپراندن . [ ب َ پ َ دَ ] (مص مرکب ) پراندن : من ایدون چو بازم که زی تو شتابم اگر چند از دست خود برپرانی . خاقانی .رجوع به پراندن شود.
غند گشتنلغتنامه دهخداغند گشتن . [ غ ُ گ َ ت َ ](مص مرکب ) غند شدن . جمع شدن . گرد آمدن : تیغ وفا ز رنگ جفا سخت کند گشت بازم بلای هجر غم یار غند گشت .دقیقی (از جهانگیری ).
گذار آوردنلغتنامه دهخداگذار آوردن . [ گ ُ وَ دَ ] (مص مرکب ) گذشتن . عبور کردن ، مرور کردن : نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم . حافظ.عم