بازدارندگیinhibitionواژههای مصوب فرهنگستاندر فرایند توالی، تغییر محیط توسط یک گونه بهنحویکه مطلوبیت محیط برای گونة دیگر کاهش یابد
بازدارندگی(سیاست جلوگیری از جنگ که مبتنی بر ترس دشمن از سلاح های پرقدرت حریف است.)دیکشنری فارسی به انگلیسیdeterrence
بازدارندگی 1deterrenceواژههای مصوب فرهنگستانمهار نظامی دشمن با سلاحهای کشتار جمعی بهطوریکه حریف جرئت حمله به کشور مقابل را نداشته باشد
بازدارندگی 2inhibitionواژههای مصوب فرهنگستانکاهش سرعت یک واکنش کاتالیزشده (catalyzed reaction) با استفاده از مادۀ بازدارنده
بازدارندگی خوردگی میاناinterface corrosion inhibitionواژههای مصوب فرهنگستانفرایند تعویق خوردگی که در آن برهمکنش شدیدی بین زیرآیند (substrate) درحالخوردهشدن و بازدارندۀ خوردگی رخ میدهد، در این فرایند بازدارندۀ خوردگی برحسب میزان پتا
بازدارندگی زیمایهenzyme inhibitionواژههای مصوب فرهنگستانجلوگیری از فعالیت زیمایه متـ . بازدارندگی آنزیم