26 فرهنگ

925 مدخل


بازدارنده

bāzdārande

آن‌که یا آنچه کسی را از امری باز می‌دارد.

جلوگیر، عایق، مانع، محذور، جلوگیریکننده

deterrent, hindrance, preventive, inhibition, obstructive, prohibitive, rub