بازبینیدیکشنری فارسی به انگلیسیcheck, control, examination, inspection, overhaul, review, revision, surveillance
بازبینیcheckout 1واژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از آزمایشهای منظم کارکردی و عملیاتی و واسنجی برای تعیین وضعیت سامانۀ سلاح یا اجزای آن
باذبینیلغتنامه دهخداباذبینی . (ص نسبی ) نسبت به باذبین که نام مردی بود. رجوع به باذبین و تاج العروس شود.
باذبینیلغتنامه دهخداباذبینی . (اِخ ) ابوالرضا احمدبن مسعودبن الزقطر باذبینی . از محدثان بود و از ابوالبرکات یحیی بن عبدالرحمن بن حُبَیش فارقی قاضی مارستان سماع کرد و بسال 592 هَ .
بازبینی افزونگیredundancy check/ redundancy checkingواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای تشخیص خطا که در آن دادههایی را به دادۀ اصلی اضافه میکنند بهطوریکه پایانۀ گیرنده بتواند با مقایسۀ دو مجموعۀ داده وقوع خطا در انتقال را با درجۀ احتم