باریکانلغتنامه دهخداباریکان . (اِخ ) دهی است از دهستان جم بخش کنگان شهرستان بوشهر که در 66 هزارگزی شمال خاور کنگان کنارراه عمومی کنگان به پشتکوه در جلگه واقع است . هوایش معتدل و دا
باریکانلغتنامه دهخداباریکان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان وسط بخش طالقان شهرستان طهران که در 3 هزارگزی جنوب مرکز بخش و یک هزارگزی جنوب راه فرعی شهرک به صمغآباد قرار دارد. منطقه ای اس
باریکاییلغتنامه دهخداباریکایی . (اِخ ) دهی است از دهستان گورک سردشت بخش سردشت شهرستان مهاباد که در 175 هزارگزی خاورسردشت و ده هزارگزی خاور شوسه ٔ سردشت به مهاباد واقع است . منطقه ای
باغیکانلغتنامه دهخداباغیکان . (اِخ ) دهی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت که در 85 هزارگزی جنوب خاوری راه مالرو کروک به سبزواران واقع است و51 تن سکنه دارد. (از فرهن
تدقیقفرهنگ مترادف و متضاد۱. امعان، باریکاندیشی، باریکبینی، باریکنگری، توجه، دقت، ژرفنگری، غوررسی، کاوش، کنجکاوی، ژرفبینی، غوررسی ۲. باریکبینی کردن، دقت کردن، ژرف نگریستن
قیلاب بالالغتنامه دهخداقیلاب بالا. [ ب ِ ] (اِخ )نام یکی از دهستان های الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد. آب آن از رودخانه های بلارود سزارد و چشمه های مختلف . مرتفعترین قلل جبال در این د
ظریففرهنگ مترادف و متضاد۱. خوشگل، زیبا، قشنگ، لطیف، ملوس، ناز، نازک، نازنین ۲. خوشطبع، شوخ، نکتهدان، نکتهسنج، نکتهگیر ۳. باریکاندام، لاغراندام