باریکهدیکشنری فارسی به انگلیسیband, bar, cut, fillet, ribbon, shaving, shred, slice, sliver, snip, splinter, split, strip, tab, thong
برف تازهnew snowواژههای مصوب فرهنگستان1. برفی که تازه باریده و شکل اولیۀ برفبلورهای آن قابل تشخیص باشد 2. مقدار برفی که بیش از بیستوچهار ساعت از بارش آن نگذشته باشد
شهبلغتنامه دهخداشهب . [ ش َ ] (ع اِ) کوه که بالای آن برف باریده باشد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
مجوبلغتنامه دهخدامجوب . [ م ُ ج َوْ وَ ] (ع ص ) جایی که جابجا بر آن باران باریده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
يُغَاثُفرهنگ واژگان قرآنفرياد رسي مي شود(اگر ریشه اش "غوث": فریاد رسی ، باشد) - باران بر ... باریده می شود (اگر ریشه اش "غيث": باران باشد) - برای ... علف و گیاه رویانده می شود (اگر ریش