26 فرهنگ

2821 مدخل


باریدن

bāridan

۱. فرود آمدن قطره‌های آب، دانه‌های برف، یا تگرگ از آسمان.
٢. فروریختن چیزی مانند باران.

۱. باران آمدن
۲. برفآمدن، تگرگ آمدن
۳. سرازیر شدن
۴. ریختن، فرو ریختن ≠ باراندن

precipitate, rain, spatter, storm