باردهیلغتنامه دهخداباردهی . [ دِ ] (حامص مرکب ) میوه آوردن درخت . بارآوری . حاصل دادن درخت . رجوع به جنگل شناسی ساعی چ 1327 هَ . ش . دانشگاه طهران ج 1 ص 162، 166، 169 شود.
باردهی متناوبalternate bearingواژههای مصوب فرهنگستانگلدهی یا باردهی سنگین و سبک متناوب، در سالهای پیدرپی، که در برخی از درختان میوه مشاهده میشود
باراهیلغتنامه دهخداباراهی . (حامص مرکب ) بارهی . (دِمزن ). حرکت در راه است . (ناظم الاطباء) (دِمزن ).
باردهی متناوبalternate bearingواژههای مصوب فرهنگستانگلدهی یا باردهی سنگین و سبک متناوب، در سالهای پیدرپی، که در برخی از درختان میوه مشاهده میشود
آخال مکانیکیexogenous inclusionواژههای مصوب فرهنگستانآخالی که با باردهی مواد وارد مذاب میشود، مانند ماسه و مواد نسوز
دانه زادلغتنامه دهخدادانه زاد. [ ن َ / ن ِ ] (ن مف مرکب ) زاده از دانه . که از دانه شکافته باشد. که از دانه زاده باشد. که از دانه سر برزده و بیرون جهیده باشد. (جنگل شناسی ساعی ج 1).