باربدلغتنامه دهخداباربد. [ ب َ ] (اِ مرکب ) (از: بار، رخصت ، اجازه + بد، حاجب ) خداوند بار. پرده دار. سالار بار. رئیس تشریفات .
باربدفرهنگ نامها(تلفظ: bārba(o)d) [(بار = رخصت ، اجازه + بد/ badـ/ و/ bodـ/ (پسوند محافظ یا مسئول)] ، خداوندِ بار (بارگاه)، پردهدار ؛ (در اعلام) نوازنده و موسیقی دان معروف درب
باربدیلغتنامه دهخداباربدی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به باربد یا آهنگ منسوب به وی : سرکش بر پشت رود باربدی زد سرودوز می سوری درود سوی بنفشه رسید.کسائی .
باربدیلغتنامه دهخداباربدی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به باربد یا آهنگ منسوب به وی : سرکش بر پشت رود باربدی زد سرودوز می سوری درود سوی بنفشه رسید.کسائی .
نوشین بادهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ چو نوشینباده را در پرده بستی / خمار بادۀ نوشین شکستی (نظامی۱۴: ۱۸۰).
اورنگیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ چو ناقوسیّ و اورنگی زدی ساز / شدی اورنگ چون ناقوس از آواز (نظامی۱۴: ۱۷۹).
جالینوسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ بلبل همیسراید چون باربَد / قالوس و قفل رومی و جالینوس (عنصری: ۳۳۷).
سبزدرسبزفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاز الحان سیگانۀ باربد: ◻︎ چو بانگ سبزدرسبزش شنیدی / ز باغ زرد سبزه بردمیدی (نظامی۱۴: ۱۸۰).