باد چرخندیcyclonic windواژههای مصوب فرهنگستانباد پادساعتگَرد در نیمکرۀ شمالی و ساعتگَرد در نیمکرۀ جنوبی حول کمفشارها
بادفرهنگ مترادف و متضاد۱. هوا ۲. آماس، آماه، نفخ، ورم ۳. پف، فوت، تیز، ریح ۴. توفان، شمیم، صرصر، نسیم، نفخه ۵. بادا، باشد ۶. افاده، خودبینی، تکبر، خودبزرگ بینی، غرور، فیس، نخوت ۷. ابه
بادلغتنامه دهخداباد. (اِ) هوایی که بجهت معینی تغییر مکان میدهد. هوایی که بسرعت بجهتی حرکت کند. ریح . ج ، ریاح .ریحه . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). تُرهة. رکاب السحاب . اَوب
جبهۀ ساحلیcoastal frontواژههای مصوب فرهنگستانمنطقۀ جبههای میانمقیاس کمعمق، نوعاً کمتر از یک کیلومتر، همراه با تغییر آشکار راستای چرخندی باد و تباین شدید گرما
وافشار حارهایtropical depressionواژههای مصوب فرهنگستانچرخندی حارهای با گردش بستۀ باد با بیشینۀ سرعت هفده متر بر ثانیه
رانۀ بتاbeta driftواژههای مصوب فرهنگستانرانۀ چرخند حارّهای در درون لایۀ میانگین بادِ زمینهایِ بزرگمقیاس
گردندهلغتنامه دهخداگردنده . [ گ َ دَ دَ / دِ ] (نف ) چرخنده . گردان . حرکت کننده . دوار : و گردنده اند از بر چراگاه و گیاخوار تابستان و زمستان . (حدود العالم ).که آن آفرین باز نفر
افکندهلغتنامه دهخداافکنده . [ اَ ک َ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از افکندن . انداخته شده . افتاده . (یادداشت مؤلف ). ساقطشده . انداخته شده . (ناظم الاطباء) : چنان بد که آن دختر