باد مخالفلغتنامه دهخداباد مخالف . [ دِ م ُ ل ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بادی که مخالف جهت حرکت کشتی وقایق وزد. ضد باد موافق . بادی که کشتی را زیان داردو این مقابل باد مراد و باد موا
بادفرهنگ مترادف و متضاد۱. هوا ۲. آماس، آماه، نفخ، ورم ۳. پف، فوت، تیز، ریح ۴. توفان، شمیم، صرصر، نسیم، نفخه ۵. بادا، باشد ۶. افاده، خودبینی، تکبر، خودبزرگ بینی، غرور، فیس، نخوت ۷. ابه
باد مرادلغتنامه دهخداباد مراد. [ دِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) باد موافق بود. (آنندراج : باد مخالف ).
باد موافقلغتنامه دهخداباد موافق . [ دِ م ُ ف ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بادی که موافق جهت کشتی و قایق وزد. مقابل باد مخالف . رجوع به باد و باد مقابل شود.
مخالفلغتنامه دهخدامخالف . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) دشمن . خصم . (ناظم الاطباء). خلاف کننده . (آنندراج ) : عطات باد چو باران و دل موافق خویدنهیب آتش و جان مخالفان پده باد. شهید بلخی .مخ