بادین آباد منگورلغتنامه دهخدابادین آباد منگور. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 58هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 49هزارگزی باختر شوسه ٔ مهاباد بسردشت در جل
بادی آبادلغتنامه دهخدابادی آباد. (اِخ ) نام محلی در کنار راه نطنز بمورچه خورت میان حسن آباد و رحمت آباد در 18500 گزی نطنز.
عبدل آباد بادیزلغتنامه دهخداعبدل آباد بادیز. [ ع َ دُ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سبلوئیه بخش زرند شهرستان کرمان واقع در 35هزارگزی جنوب باختری زرند و 11هزارگزی خاور راه مالرو زرند به رفس
بادین آوالغتنامه دهخدابادین آوا. (اِخ ) بادین آباد. دهی است از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 57هزارگزی جنوب خاوری شوسه ٔ خانه - نقده در کوهستان واقع است . هوایش سردسیرو
بادیةلغتنامه دهخدابادیة. [ ی َ ] (ع اِ) بدو. صحرا. خلاف حضر. ج ، بادیات ، بَواد. (قطر المحیط). بوادی . (مهذب الاسماء). صحرا و بیابان . (غیاث ) (آنندراج ). خرابه . دشت بی آب وعلف
بادین آباد منگورلغتنامه دهخدابادین آباد منگور. [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 58هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 49هزارگزی باختر شوسه ٔ مهاباد بسردشت در جل
بادین آوالغتنامه دهخدابادین آوا. (اِخ ) بادین آباد. دهی است از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 57هزارگزی جنوب خاوری شوسه ٔ خانه - نقده در کوهستان واقع است . هوایش سردسیرو
شالی آبادلغتنامه دهخداشالی آباد. (اِخ ) دهی از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. دارای 125 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ بادین آباد. محصول آن غلات ، توتون و حبوبات . شغل اهالی ز
قاضی آبادلغتنامه دهخداقاضی آباد. (اِخ ) دهی است ازدهستان منکور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. در 49هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 3500گزی شمال باختری شوسه ٔ مهاباد به سردشت واقع و موقع جغر
کلاتلغتنامه دهخداکلات . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد. محلی کوهستانی و معتدل و سالم است و 226 تن سکنه دارد. آب آن از رود بادین آباد و چشمه و م