بادکوبهلغتنامه دهخدابادکوبه . [ ب َ ] (اِخ ) (جامع...) مسجدی از بناهای شیخ خلیل اﷲ است . در مسجد نوشته اند السلطان بن السلطان شیخ خلیل اﷲ تاریخ بنای آن هفتصدوهشتاد هجری میباشد وضع
بادکوبهلغتنامه دهخدابادکوبه . [ ب َ ] (اِخ ) باکوبه . باکو نام بندری است در ساحل دریای شور از شهر شماخی سه مرحله دور آنرا باکو... نیز گویند و پیوسته باددر و دیوار آن بلد را میکوبد
جعکیلغتنامه دهخداجعکی . [ ] (اِخ ) نام یکی از چاپارخانه های میان راه شماخی به بادکوبه است . (مرآت البلدان ج 4 ص 249).
تکرلغتنامه دهخداتکر. [ ] (اِ) عراده ها از چوب ضخیم و بی آهن است در نواحی بادکوبه . (از سفرنامه ٔ ناصرالدین شاه ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
احمدبکلغتنامه دهخدااحمدبک . [ اَ م َ ب َ ] (اِخ ) آقایف . ادیب و نویسنده ٔ مشهور از مردم قفقاز ساکن بادکوبه . وی مقدمات علوم را در روسیه بخواند و سپس بپاریس شد و در آنجا بتکمیل عل
پوتیلغتنامه دهخداپوتی . [ پ ُ ] (اِخ ) قصبه و اسکله ای است در ایالت کوتائیس از قفقاز در ساحل بحر اسود و مصب نهر ریونی . این قصبه مبداء خط آهنی است که از طریق تفلیس به بادکوبه می