بادنمالغتنامه دهخدابادنما. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] (اِ مرکب ) آلتی که در بلندی برای تعیین جهت باد نصب کنند. (ناظم الاطباء). نشان یا پرده ای که ازو سمت وزیدن باد مشخص و معلوم شود. (آنن
بادنمای کیسهایwind sock, wind cone, wind sleeveواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کیسۀ پارچهای مخروطیشکلِ تهباز که بر روی تیرکی در مجاورت باند نصب میشود و جهت و قدرت تقریبی باد را نشان میدهد متـ . بادنما 2
بادنجانلغتنامه دهخدابادنجان . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان وبخش سیمکان شهرستان جهرم . در 25هزارگزی شمال باختر کلاکلی کنار راه عمومی سیمکان به میمند، در دامنه واقعست . هوایش گرم
بادنمای کیسهایwind sock, wind cone, wind sleeveواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کیسۀ پارچهای مخروطیشکلِ تهباز که بر روی تیرکی در مجاورت باند نصب میشود و جهت و قدرت تقریبی باد را نشان میدهد متـ . بادنما 2