بادَرشبی 1Dracocephalum, dragonheadواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از نعنائیان شامل گیاهان علفی یا بوتهای چندساله و بهندرت یکساله با ساقههای پرشمار و برگهای تخممرغی یا تخممرغی ـ مثلثی یا تخممرغی ـ مستطیلی و ب
بادَرشبی داروییDracocephalum moldavica, Moldavica punctata, Moldavica suaveolens, Moldavian dragonheadواژههای مصوب فرهنگستانگونهای بادَرشبی به شکل علفی یکساله با ساقههای راست به ارتفاع 15 تا 50 سانتیمتر و منشعب از قاعده و با برگهای دُمبرگدار و مستطیلی ـ تخممرغی یا مستطیلـی ـ
بادَرشبی داروییDracocephalum moldavica, Moldavica punctata, Moldavica suaveolens, Moldavian dragonheadواژههای مصوب فرهنگستانگونهای بادَرشبی به شکل علفی یکساله با ساقههای راست به ارتفاع 15 تا 50 سانتیمتر و منشعب از قاعده و با برگهای دُمبرگدار و مستطیلی ـ تخممرغی یا مستطیلـی ـ
خالد ریاحیلغتنامه دهخداخالد ریاحی . [ ل ِ دِ ری یا ] (اِخ ) خالدبن عتاب بن ورقاء ریاحی . وی از شجعان عرب و اشراف کوفه است . در لشکر حجاج با شبیب خارجی جنگ کرد و مصاد برادرشبیب را کشت
بزرگفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دارای اندازه یا حجم زیاد؛ کلان: خانهٴ بزرگ.۲. بااهمیت؛ برجسته: رماننویس بزرگ.۳. با سن بیشتر: برادر بزرگ.۴. دارای سن زیاد؛ بالغ.۵. سخت؛ شدید: رنج بزرگ، فاجعه
زارلغتنامه دهخدازار. (پسوند) بمعنی مکان روئیدن باشد. (برهان قاطع). || بمعنی انبوهی و بسیاری هم آمده است . (برهان قاطع). || حرفی باشد که در محل ّ کثرت اشیاء استعمال کنند. (آنندر