باعولغتنامه دهخداباعو. (اِخ ) (رود...) نام رودی بجانب شرقی آمل و مجاور دهکده ٔ هند و کلا. رجوع به ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 70 شود.
بائوتسنلغتنامه دهخدابائوتسن . [ س ِ ] (اِخ ) (در ترکی بائُوچِن ) شهری بخطه ٔ ساکس در کشور آلمان در 52 هزارگزی شمال شرقی درسد، در کنار سپرِه ، دارای 40000 تن سکنه ناپلئون اول در آنج
بائورلرمیانلغتنامه دهخدابائورلرمیان . [ ل ُ ] (اِخ ) پیر. از شعرای فرانسه است که بسال 1770 م . در تولوز متولد شد و در 1854 م . در پاریس درگذشت . وی از اعضای آکادمی فرانسه بود. برخی از
بائوبابفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدرختی بسیار تناور و پرشاخوبرگ که دور تنۀ آن به بیست متر میرسد و بیشتر در افریقا و استرالیا میروید.
بائوتسنلغتنامه دهخدابائوتسن . [ س ِ ] (اِخ ) (در ترکی بائُوچِن ) شهری بخطه ٔ ساکس در کشور آلمان در 52 هزارگزی شمال شرقی درسد، در کنار سپرِه ، دارای 40000 تن سکنه ناپلئون اول در آنج
بائورلرمیانلغتنامه دهخدابائورلرمیان . [ ل ُ ] (اِخ ) پیر. از شعرای فرانسه است که بسال 1770 م . در تولوز متولد شد و در 1854 م . در پاریس درگذشت . وی از اعضای آکادمی فرانسه بود. برخی از