بائسلغتنامه دهخدابائس . [ ءِ ] (ع ص ) مردی که به وی سختی یا بلیتی یا درویشی رسیده باشد. (منتهی الارب ). سختی رسیده . (ربنجنی ). محتاج شونده و درویش . (غیاث ). فقیر که درخور ترحم
بائصلغتنامه دهخدابائص . [ ءِ ] (ع ص ) یقال خمس ٌ بائص ؛ یعنی شتران بآبخور شتابنده . (منتهی الارب ). || راه دور. (اقرب الموارد).
باعثلغتنامه دهخداباعث . [ ع ِ ] (اِخ ) (جفر...) جفر باعث در سرزمین بکربن وائل و منسوب به باعث بن حنظلةبن هانی الشیبانی است . (از معجم البلدان ).