ایهالغتنامه دهخداایها. [ اَی ْ ی ُ ] (ع حرف ندا) ای . این کلمه را در فصل میان حرف ندا و منادی آورند و در این صورت منادی را هم مرفوع و هم منصوب خوانند. (ناظم الاطباء): فضل گفت ای
ایهاواژهنامه آزادالا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها ای آفرین خالق قرار ده درهدایت عشق سپس متعالی گردان توضیح: امر ارتباط صفت آدمی انسانی و زندگی صالح ._ امر تعریف صفت از م
ایحافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. وحی فرستادن؛ الهام کردن.۲. اشاره کردن.۳. مطلبی را در ذهن یا در دل کسی افکندن.
آیةالغتنامه دهخداآیةا. [ ی َ تُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) نشانه و حجت خدای . || (اِخ ) لقبی که آزادیخواهان بهر یک ازدو سید جلیل ، سیدعبداﷲ مجتهد بهبهانی و سیدمحمد مجتهد طباطبائی داد
ایهاطلغتنامه دهخداایهاط. (ع مص ) سست و گران گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || مقلوب ساختن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). |
آیةالغتنامه دهخداآیةا. [ ی َ تُل ْ لاه ] (ع اِ مرکب ) نشانه و حجت خدای . || (اِخ ) لقبی که آزادیخواهان بهر یک ازدو سید جلیل ، سیدعبداﷲ مجتهد بهبهانی و سیدمحمد مجتهد طباطبائی داد
ایهاطلغتنامه دهخداایهاط. (ع مص ) سست و گران گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || مقلوب ساختن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). |
ایهاللغتنامه دهخداایهال . (ع مص ) کدخدا کردن . (از آنندراج ) (از اقرب الموارد). زن دادن . (المصادر زوزنی ). آهلک اﷲ فی الجنة؛ ای ادخلکها و زوجک فیها. (منتهی الارب ). آهلک اﷲ فی ا
ایهاءلغتنامه دهخداایهاء. (ع مص ) شکستن دست را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دریده گردانیدن ، یقال : اوهیت السقاء. (منتهی الارب ). دریده گردانیدن مشک و یا ر
ایهابلغتنامه دهخداایهاب . (ع مص ) آماده نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || دست دادن چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || همی