اینلغتنامه دهخدااین . (ضمیر، ص ) ضمیر اشاره برای نزدیک . مقابل آن . ج ، اینها، اینان . (فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ اشاره که بدان به شخص یا شی ٔ حاضر اشاره میکنند. و چون این کلم
اینلغتنامه دهخدااین . [ اَ ] (ع اِ) ماندگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || مرد. (منتهی الارب ) (ناظم الا
ﭐلْيَوْمَفرهنگ واژگان قرآنامروز- اکنون - در این زمان (يوم به معناي مقدار قابل ملاحظه از زمان است ، که حادثهاي از حوادث را در بر گرفته باشد ، و به همين جهت کوتاهي و بلندي اين زمان بر حسب
جزو زمانلغتنامه دهخداجزو زمان . [ ج ُزْ وِ زَ ] (ترکیب اضافی ،اِ مرکب ) این عصر. این دوره . این زمان : بر هرچه نظر افکنی امروز گران است جز شعر که بیقدر دراین جزو زمان است .میرزا عبد
خورگرفت حلقویannular eclipseواژههای مصوب فرهنگستانخورگرفتی که در زمان اوج ماه رخ میدهد و در این زمان قطر ظاهری ماه کوچکتر از خورشید است و در میانۀ گرفت (mid-eclipse) حلقهای از قرص خورشید در اطراف ماه دیده می